![]() |
![]() |
|
| هزار راه نرفته |
|
كلامي نو . سطرو صفحه اي ديگر . كتابي تازه گشوده مي شود و انسان چشم مي گشايد به سوي جهاني كه در انتظار اوست تا او را در سر نوشت خويشتن سهيم سازد . در روزگار شادي و اندوه
در كاميابي و رويش در شكوه و شگفتي . در تلخ كامي و رنج. هستي اهنگهاي بسيار دارد پرده هاي بي شمار اواهايي كه بايد شنيد و نواهايي كه بايد شناخت
بايد به ضرب اهنگ ان پي برد و به رمزهاي جاودانه اش دل سپرد .
نشانه ها چشم به راهند تا انسان فرا خوانده شود تا به دور دست نظر دوزد و خود را اماده كند با
تمام وجود محيا و مجهز براي رفتن براي گام نهادن در راه و بي راه .
براي گريختن از بيم ها دلشوره ها . ترس ها و ترديد ها . براي فرو رفتن و فرا رفتن . عبور از مرزها و گذر از بي نهايت به اقليم پر رنگ رويا . به سرزمين مكاشفات.
به ديار دريافت ها به سوي فهمي عميق تر و هدايت جهان به سوي انچه مي خواهي . كوشش بسيار براي دانستن يك راز.
كليدي براي دستيابي به همه چيز .
هر كس مركز جهان خويشتن است نقطه ي توئمان اغازها و پايان ها .او ارزشهاي خود را بنا مي نهد و هويت خويش را شكل ميدهد .
ايا ما پديد اورندگان شرايطيم يا خود پديده اي بر امده از ان مرزهاي اخيار ما كجاست و دستهايمان در كدامين وادي از نيرو اري مي شود؟
در دنياي روابط تاريك در جهان چراغهاي خاموش در وادي متروك انسانهاي تنها با مناسباتي مخدوش چه كسي ميخواهد در فرد گرايي خود فرو رويم
در دنياي ذهنيات شناور بمانيم و جهان درون را به معياري تغيير ناپذير بدل سازيم؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 23:23 توسط hy |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پرواز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
ميخوام اينطوري باشم |
|
RSS
|